صفى الدين محمد طارمى
167
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
نمىكنى هيچ فعلى و ارادهاى مگر آنچه او اراده كند « 1 » ، و ممكن نيست تو را مخالفت تو را به او به قول و فعل و ارادهء خود . و امّا « اعراض از اعتراض » پس او آن است كه اعتراض نكنى در حكم او و علم او ، و تسليم شوى از براى حكم او و بگذارى و ترك نمايى علم خودت را كه فانى مىشود « 2 » در علم او ، و خطور نكند به دل تو كه او اگر مىكرد چنين هرآينه اولى و احسن مىبود ؛ و اگر مىآمرزيد كلّ را هرآينه اولى و اليق مىبود به كرم او و عفو او . چرا كه او تحكّم است بر او و ظهور است به صفت علم و دعوى است به آنكه علم تو فوق علم اوست ، نعوذ باللّه از اين و امثال اين . و امّا « رعونت » پس او نظر كردن است در مراقبه به سوى نفس خود و وجود خود ؛ پس واجب است پوشانيدن و دور كردن او ، چه جاى از چيزى كه تابع مىشود او را از خواطر و صفات تابعه از براى وجود . پس به درستى كه آن چيز عارض مىشود از براى آن نظر به وجود تو ، و واجب است پوشانيدن و دور كردن اين رعونت و پوشانيدن و دور كردن نظر به سوى نفس خود از خود ؛ به درستى كه اين تعرّض موجب آن است كه محجوب كند تو را خداى تعالى از شهود تو ؛ چرا كه شهود حقّتعالى به ابقاى عبد محال است . پس اگر احساس كنى تو شهود خودت به چيزى از نفس خود يا از غير خود ، بتحقيق « 3 » كه باطل است شهود حقّتعالى به حقيقت . و صحيح نيست اين شهود مگر به غيبت خودت از خود از جهت مهيّا شدن از براى فنا ؛ و اين مراقبهء شهوديه به معنى مهيّا شدن از براى فنا ميسّر نمىشود مگر به نورى از تجلّى .
--> ( 1 ) . اصل : + او . ( 2 ) . اصل : نمىشود . ( 3 ) . اصل : تحقيق .